سلام رفقا.
چطورین؟وای که چقده دلم واسه همتون تنگولیده بود.نمیدونین چه خبر بود این مدت که نبودم.کلی ماجرا دارم.فقط منتظرم فرصت گیرم بیاد دوباره بیام واستون بگم و بترکین از خنده.
راستش مودم نداشتم یه مدتی.بابامم که یا نبود ببره درستش کنن*یا یه چیزی میشد که این کامپیوتر لعنتی درست نمیشد.مودم که وصل شد بابام اومد کیبوردو وصل کنه که کیبورد افتادو... برین تا تهش. دیگه چی بگم.چند ماهی هست که سر نزدم.الانم که حوصله نوشتن ندارم.وگرنه از همین امروز جبران غیبت چند ماهمو میکردم.
باشه ان شاالله بعد کنکور لعنتی خراب شده ی ... .دیرو زود داره.ولی سوخت و سوز نداره.
جاتون خالی.یه داداش محسن گیرمون اومده.کلی باهاش ماجرا داریم.تازه قراره اگه خدا بخواد ببرمون راهیان نور.وای اگه جور بشه چی میشه!!!من که با سر میرم.البته اگه امسالم برم میشه دفعه سوم.
راستی هدی جون دوـسه بار دیگه مچ داااش محسنو گرفتم.یادم باشه واست بگم.
زیاد خستتون نکنم.ان شاالله ان شاالله میرسم خدمتتون.
فعلا بای بای...
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
دوباره سلام.راستش دوستان گفتن غلط املایی تو پستت بیداد کرده.اومدم درست کنم.ولی می خوام یه نکته رو یادآور بشم.جون خودم درسته ها.یه وقت فکر نکنین خالی بستم.
روانشناسان گفتن یکی از ویژگی های تیزهوشان اینه که نمره ی املاشون خیلی کمه!!!
باور کنین درسته ها.من خودم اینو خیلی دیدم.با جفت چشام.
این نکته رو نوشتم تا تاکید کنم بنده تیزهوش هستم.البته بترکه چشم حسود!!!
(مامانم میگه ننویس تیزهوشم!یکی باورش میشه!!!)
ولی از خدا که پنهون نیست.از شما چه پنهون معدل اینجانب به زیر ۱۵ تنزل نمود!(از علائم هوش وافر!!!)
راستی ریاضیمم ۱۲شدم!
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اما در جواب رفقای گرام که این مدتی که نبودم حسابی لطف کردن کامنت گذاشتن:
اول از همه میرم سراغ استادبزرگ پریا جون.باور بفرمایید من خودمم از ۴۰کیلومتری مت با فیلتر تصفیه هوا رد میشم.یه بوی خر مرده ای گرفته که فقط خدا میتونه از بین ببرش.از دکترا که کاری بر نمیاد.ما هم محض رضای خدا بهش سلام میکنیم.
در جواب برادر بسیجی عزیز:عمرا اگه بتونی سر من کلاه بذاری.چون مطمئنم تو همون فرشته ی از خدا بی خبر خودمونی فیلمم کردی.یا هم اون زهرا خانوم گلته.سوژه ی سومم اگه اشتباه نکنم مهساس.از شما سه تا خارج نیست.به هر حال قراره شرح ما وقع راهیان نور نوشته بشه.هر وقت کتابش چاپ شد خبرتون میکنم. قصدم از انتشار این خاطرات اینه که جلوی سوئ استفاده ی شما نمک نشناسارو بگیرم که ۲باره مردمو فیلم نکنین.(عمرا اگه احمد باشی.با مدرک ثابت خواهم نمود)
راستی شنیدم با خواهر هدی اندکی بگو مگو داشتی؟
واما یه بنده خدایی که خودش میدونه کیه؟
باور کن قسمت نیست بریم موجهای آبی.این دفعه ی چندمه بلیط میگیریم؟نه.خودت بگو.
می بینی که.هر دفعه یه ماجرا.ولی باور بفرمایید حتما حتما حتما این دفعه که جور شد میام.چهارشنبه تعطیلم.بی خیال شیمی میشم.صبح تا شب بریم موجهای آبی.ناهارم با من.(البته پولشو خودتون بدین!!!)
خب.واسه امشب کافیه.بای بای...